الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

2

الغدير ( فارسي )

نخرد - در اين حال چه مجوزى اين معامله را بر وى روا گردانيده و اگر هم نمىدانسته كه امام او را آگاه ساخته پس ديگر آن مجادله و خصومت و تازيانه بلند كردن چه معنى داشته كه امام هم ناچار شود عصا بلند كند تا آن جا كه عباس آن دو را از هم جدا نمايد . مگر از شنيدن سخن حق بايد خشم گرفت ؟ آيا هشدار دادن ناآگهان و راهنمائى نادانان براى يك انسان متدين خشم آور است ؟ تا چه رسد به كسى كه در اسلام بالاترين پايگاه را احراز كرده است ؟ و گمان مىكنم ذيل روايت را به آن چسبانده باشند تا آن چه را در روايت بوده اصلاح كنند و بر فرض هم كه صحيح باشد سودى به حال ايشان ندارد زيرا امام هيچ كوششى را در نهى از منكر فرو نمىگذارد خواه به جا آرندهء منكر از انجام آن باز ايستد يا اين كه او ( ع ) از خضوع وى در برابر حق نوميد شود و به هر حال كه او ( ع ) براى عشق به اسلام با ايشان همراهى مىنمود و جز در هنگامى كه مىديد به حق عمل نمىشود بر سر خشم نمىآمد پس هر ساعتى حكم خود را دارد - از نرمى و درشتى - و به همين گونه بايد باشد هر اصلاح طلب مبرّى از اغراض خصوصى كه فقط براى خدا خشم مىگيرد و براى حق و به سوى حق دعوت مىكند .